X
تبلیغات
خیلی تنهام
 
   
  نا امید و مأیوس نباش. تحمل رنج و زحمت، عاقبت انسان را به هدف خود می رساند. به تنهایی نمی توانی با مشکلات دست و پنجه نرم کنی. بهتر است که با دوستان مشفق راز خود را در میان بگذاری و از آنان چاره جویی کنی. صبور و مقاوم باش و از رویارویی با مشکلات شانه خالی نکن. به خدا توکل کن که گفته اند پایان شب سیاه، سپیدی است.

 
 
 |    نوشته شده توسط diya
 
   
 
سلام ای غروب غریبانه دل 
سلام ای طلوع سحرگاه رفتن 
سلام ای غم لحظه های جدایی 
خداحافظ ای شعر شبهای روشن

خداحافظ ای شعر شبهای روشن

خداحافظ ای قصه عاشقانه

خداحافظ ای آبی روشن عشق
خداحافظ ای عطر شعر شبانه

خداحافظ ای همنشین همیشه 
خداحافظ ای داغ بر دل نشسته
تو تنها نمی مانی ای مانده بی من
تو را می سپارم به دلهای خسته

تو را می سپارم به مینای مهتاب
تو را می سپارم به دامان دریا
اگر شب نشینم اگر شب شکسته
تو را می سپارم به رویای فردا

به شب می سپارم تو را تا نسوزد
به دل می سپارم تو را تا نمیرد
اگر چشم واژه از غم نخشکد
اگر روزگار این صدا را نگیرد

خداحافظ ای برگ و بار دل من
خداحافظ ای سایه سار همیشه
اگر سبز رفتی اگر زرد ماندم
خداحافظ ای نوبهار همیشه

 
 
 |    نوشته شده توسط diya
 
   
 

 

از یک عاشق شکست خورده پرسیدم:

بزرگ ترین اشتباه؟ گفت عاشق شدن

گفتم بزرگ ترین شکست؟ گفت شکست عشق

گفتم بزرگترین درد؟ گفت از چشم معشوق افتادن

گفتم بزرگترین غصه؟ گفت یک روز چشم های معشوق رو ندیدن

گفتم بزرگترین ماتم؟ گفت در عزای معشوق نشستن

گفتم قشنگ ترین عشق؟ گفت شیرین و فرهاد

گفتم زیبا ترین لحظه؟  گفت در کنار معشوق بودن

گفتم بزرگترین رویا؟ گفت به معشوق رسیدن

پرسیدم بزرگترین آرزوت؟ اشک تو چشماش حلقه زدو با نگاهی سرد گفت: (مرگ)  

 
 
 |    نوشته شده توسط diya
 
   
 


قلب شکسته و دلتنگم

و باز در یک سکوت تلخ و یک عالمه دلتنگی اسیرم....

باز دلم از دنیا و از این زندگی گرفته است....

سهم من در این لحظات تلخ دو چشم خیس است و یک قلب شکسته....

قلبی شکسته که دیگر هیچ امیدی به زندگی دوباره ندارد!

احساس تنهایی میکنم ؛

احساس میکنم تنهایی دوباره جای خالی عشق را با  حضور سردش پر کرده است.....

تمام نگاهم به قاب عکست است

تو را میبینم و حسرت آن روزهای شیرین با هم بودنمان را میخورم  و دوباره چشمهایم

مثل همیشه بهانه تو را میگیرند!

چه یادگاریهای تلخی را از عشقمان برجا گذاشتی .....

دو چشم خیس ؛

یک قلب شکسته و نا امید ؛

چند خاطره تلخ ؛

یادگاری از عشق تو بود ای بی وفا!

دلم خیلی گرفته؛

اینبار دیگر کسی نیست که دلم را با  حرفهایش آرام کند؛

با من درد دل کند و به من امید و دلگرمی بدهد ؛

دیگر کسی نیست که با دستان مهربانش اشکهای مرا از گونه هایم  پاک کند

و هم پایم گریه کند .....

تنها خودم هستم ؛

دل پر از دردم است  و یک بغض کهنه در گلویم....

هوای دلم ابری است و دلگرفته ؛

کاش دلم بارانی میشد  تا از این حال و هوای تلخ بیرون بیایم....

کجایی ای یار بی وفایم ؟

کجایی که زندگی بدون تو یک کابوس است!

دلم بدجور هوایت را کرده است ؛

چرا رفتی؟

رفتی و دلم را با خود نبردی ....

رفتی اما بدان که اینجا تنهاتر از من دیگر هیچ تنهایی نیست ؛

رفتی اما بدان که دیگر در این دنیاهیچکس مثل من دیوانه وار  تو را دوست نخواهد داشت.....

هنوز هم چشمهایم از دوری تو بارانی است ؛

و هنوز هم تو  با همه بی وفایی ها و سنگ دلی هایت برای من مقدس و عزیزی...

تو لیاقت این قلب شکسته مرا داری و خواهی داشت....

و باز در یک سکوت تلخ و یک عالمه درد نگفته در دلم اسیرم!

کاش بودی و با من درد دل میکردی ؛

کاش بودی و مثل گذشته به من امید میدادی....

مرا با ان صدای مهربانت آرام میکردی ؛ مرا با آن کلام رویاییت درمان میکردی....

همان کلامی که گویا مدتی است فراموش کرده ای و دیگر بر زبان نمی آوری....

اما من هنوز هم به تو میگویم آن کلام مقدس را .....!

دوستت دارم عزیزم...

زندگی بدون تو همین است ....

دلتنگی ؛

غم ؛

غصه ؛

گریه !

زندگی بدون تو همین است ....

یک دل ابری و گرفته و یک عالمه درد در دل!

همانی قلبی که با حضورت یک خانه سرخ و پر از صفا و صمیمیت شده بود

اینک یک ویرانه شده ؛

که در آن ویرانه یک پنجره شکسته و بسته رو به خوشبختی  یک قاب شکسته از عکس تو

و یک دنیا دلتنگی است......

دلم بدجور گرفته است ؛

دلی که دیگر حتی با بهانه های چشمانم نیز آرام نمی شود!

چشمانم از من شاکی اند ؛

قلبم مرا نفرین میکند و  دستانم تشنه  گرفتن دستان مهربان تو اند!
 
 
 |    نوشته شده توسط diya
 
   
 
گفت : می خوام برات یه یادگاری بنویسم . گفتم:کجا ؟
گفت : رو قلبت . گفتم مگه می تونی ؟ گفت : آره
سخت نیست ، آسونه. گفتم باشه .بنویس تا همیشه
یادگاری بمونه. یه خنجر برداشت . گفتم این چیه ؟
گفت : یسسسسس. ساکت شدم . گفتم : بنویس
دیگه ، چرا معطلی . خنجرو برداشت و با تیزی خنجر
نوشت . دوست دارم دیوونه. اون رفته ، خیلی وقته ،
کجا ؟ نمی دونم . اما هنوز زخم خنجرش یادگاری رو قلبم
مونده. دوست دارم دیوونه......

When_you_are_gone_by_littlemewhatev.jpg picture by pegah2001

 
 
 |    نوشته شده توسط diya
 
   
  منتـظــــرت هسـتـــــــم...
بازم دلم گرفته ، می خوام یه کم ببارم

وقتی سبک تر شدم ، چشمامو هم بذارم

بازم تو دام غربت ، کبوترام اسیرن

اگه تو رو نبینن ، دق می کنن می میرن

بازم غروب که می شه ، با یاد تو می شینم

هر چی که غصه دارم ، از چشم تو می بینم

باز آسمونه چشمام ، هوای گریه دارن

برای گریه کردن ، شونه تو کم می یارن

بازم یه چن وقته که ، من از تو خیلی دورم

واسه لحظه دیدار ، من پره شوق و شورم

بازم قناری دل ، بهونه تو می گیره

دونه واسش نپاشی ، جون می ده و می میره

باز یه هوای کهنه ، سر به سرم می ذاره

به جای جای خالیت ، تو سینه گل می کاره

بازم چن تا قاصدک ، یاد تو رو می یارن

عطرتو مثل بارون ، از آسمون می بارن

بازم قصه مجنون ، واسم تداعی می شه

شاید که تو ندونی ، یارت فدائی می شه

باز این دل بی قرار خیلی واست تنگ شده

دل که یه وقتی سبز بود ، ببین چه بی رنگ شده

بازم هوای اینجا ، خیلی تاریک و سرده

سهم من از زندگی ، همش غصه و درده

باز از غم فراقت ، دلم داره پیر می شه

این تنه خسته من ، از زندگی سیر می شه

بازم بیا تا شعرام رنگه تو رو بگیرن

قناریای عاشق ، دیگه آروم نگیرن

بازم بیا دستتو ، بذار رو قلب خستم

با این دل شکستم ، منتظرت نشستم ...
http://www.i-love-you-s.mihanblog.com/
 
 
 |    نوشته شده توسط diya
 
   
 

 
 
 |    نوشته شده توسط diya
 
   
  /////// تقديم به روياي ذهن وقلبم///////

پيش خودم دل بستمو بهش نگفتم حرفمو

حتي نگاه عاشقش باز شكست طلسممو

خواستم بگم هر چي كه هست مهر سكوتم نشكست

بغض گلويم رو باز گرفت،من كم شدم اون ننشست

راستش زبونم بند اومد، بختك تو واژه سايه كرد

رفت تو خلا منو گرفت من موندمو اون سكوت درد

هر چي تو فكرم بود نبود، خالي شدم از كلمه

خواستم راحتم كنه خسته شدم يه عالمه

//شايد يه لحظه اي ديگه فرصت عاشقي بشه

دوباره يه شانس ديگه شانس شقايقي باشه//

شايد يه جايي فرصتي لحظه اي مجالمون بده

گفتني رو بايد بگم گريه اگه امون بده!!!

پيش خودم دل بستمو بهش نگفتم حرفمو..................................................................

 
 
 |    نوشته شده توسط diya
 
   
 

سرود عشق را با هم بخوانیم...


من وتو یعنی عشق
بیا در میان عاشقان بهترین باشیم ، ما می توانیم عاشقترین باشیم...

من و تو یعنی عشق ، عشق یعنی ما ، ما یعنی یک دنیا خوشبختی!

تو یعنی بهترین ، زیباترین ، عاشقترین ، لایق ترین....

تو یعنی برای من ، برای قلبم ، تا ابد و برای همیشه...

تو یعنی اسیر ، یک اسیر در این قلب بی طاقت...

من و تو با هم یعنی یک قصه بی پایان...

من برای تو ، تو برای من ، ما برای هم ، چقدر قشنگ است این عشق من و تو....

تو گل من ، من باغبان تو ، تو دریای من ، من ساحل تو ....

تو طلوع من ، من وجود تو ، تو نفس من ، من هوای تو....

تو باران من ، من سرپناه تو ، تو مهتاب من ، من آسمان تو...

تو اسیری در قلبم ، خیلی عزیزی برایم ، باور کنی ، باور نکنی برایت میمیرم!

بیا در میان عاشقان دیوانه ترین باشیم ، ما می توانیم برترین باشیم....

تو دنیای من ، من دیوانه تو ، تو بمان تا بگویم همه زندگی ام فدای تو....

من و تو در میان عاشقان عاشقترینم ، من و تو از عشق بالاترینیم....

عشق بدون تو عشق نیست ، این زندگی بدون تو زیبا نیست....

با تو شادم ، بی تو پریشانم ، با من بمان تا همیشه لبخند عشق بر روی لبانم باشد...

زیباترین لحظه زندگی ام با تو ، قشنگترین خاطره هایم در کنار تو ، زندگی ام ، عشقو, نفسم فقط تو!

اینهمه احساس عاشقانه تقدیم به تو ، این قلب کوچک و بی طاقتم فدای تو ، یک دنیا

عشق و محبت برای تو ، یک کلام پرمحبت دوستت دارم عزیزم از طرف عشق تو..

 
 
 |    نوشته شده توسط diya
 
   
 

دوستت دارم...

تو را گريه کردم تا ديگر در قاموس چشمانم نباشي تا ديگر
يادم دلت را عذاب ندهد ولي سوزش دلم مي گويد : تو هنوز در کنج

اين ويرانه جا داري

چرا نمي توانم تو را از ياد تنهايي هايم پاک کنم ؟

چرا نمي توانم غم صدايت را در گوش باد پراکنده کنم .....

به باد صبا گفتم حال تو را برايم بپرسد

پرسيد و آمد غمگين و دل شکسته کنار پيچک يادت نشست

نگاهش کردم و گفت :خوش است بدون تو و ياد تو

و حالا دلم خوش است به خبر خوش بودن تو ......

راستي! برگه خداحافظ تو را قاب کردم و در پنجره ي خيس چشمانم آويختم

زيباترين و تلخ ترين هديه روز تولدم

زجر آورترين خاطره روزهاي با هم بودن
دیشب دلم گرفته بود ، مثل هوای بارونی
دلم هواتو كرده بود ، هوای شیرین زبو نیت
دلم میخواست گریه كنم ، بگم كه سخته تنهایی
ای همصدا ای آشنا ، بگو كه پیشم می مونی
نمی دونم چه حالی و كجایی و چه می كنی
ولی صدات تو گوشمه ، می گی كه اینجا می مونی
رفتم كنار پنجره ، گفتم شاید ببینمت
دیدم محاله دیدنت ، چون گل باید بچینمت
رو صندلی نشستمو یهو دیدم
یه قاصدك اومد پیشم
خبر آورد ای آشنا ، یه رازی را بهت بگم ؟
گفتم بگو : آهی كشید، اومد نشست رو شونه هام
یواشكی چشماشو بست ، تا نبینه اشك چشام
می گفت كه تو یه راه دور
یه راه دور و سوت كور
مسافری نشسته بود
مسافره غریب و دلشكسته بود
از تو همش شكوه میكرد
با اشك گرم و دل سرد
می گفت كه یادت نمیاد
اون روزای آخریه
چه قدر دلش می خواست كه تو
نگاش كنی ، صداش كنی
بهش بگی دوسش داری
به شرطی تنهاش نذاری
تا اومدم بهش بگم برو بگو
دوسش دارم ، پاش می شینم
دیدم كه اون رفته بود و
منم دارم خواب می بینم

تو حسرت نبودنت

من با خیالت هم خوشم

با رفتنم از این دیار آرزو هامو می کشم

 
 
 |    نوشته شده توسط diya
 
   
 

بیا در کوچه باغ شهر احساس
شکست لاله را جدی بگیریم
اگر نیلوفری دیدیم زخمی
برای قلب پر دردش بمیریم
بیا در کوچه های تنگ غربت
برای هر غریبی سایه باشیم
بیا هر شب کنار نور یک شمع
به فکر پیچک همسایه باشیم
بیا ما نیز مثل روح باران
به روی یک رز تنها بباریم
بیا در باغ بی روح دلی سرد
کمی رویا ی نیلوفر بککاریم
بیا در یک شب آرام و مهتاب
کمی هم صحبت یک یاس باشیم
اگر صد بار قلبی را شکستیم
بیا یک بار با احساس باشیم
بیا به احترام قصه عشق
به قدر شبنمی مجنون بمانیم
بیا گه گاه از روی محبت
کمی از درد لیلی بخوانیم
بیا از جنگل سبز صداقت
زمانی یک گل لادن بچینیم
کنار پنجره تنها و بی تاب
طلوع آرزوها را ببینیم
بیا یک شب به این اندیشه باشیم
چرا این آبی زیبا کبود است
شبی که بینوا می سوخت از تب
کنار او افق شاید نبوده ست
بیا یک شب برای قلبهامان
ز نور عاطفه قابی بسازیم
برای آسمان این دل پک
بیا یک بار مهتابی بسازیم
بیا تا رنگ اقیانوس آبیست
برای موج ها دیوانه باشیم
کنار هر دلی یک شمع سرخست
بیا به حرمتش پروانه باشیم
بیا با دستی از جنس سپیده
زلال اشک از چشمی بشوییم
بیا راز غم پروانه ها را
به موج آبی دریا بگوییم
بیا لای افق های طلایی
بدنبال دل ماهی بگردیم
بیا از قلبمان روزی بپرسیم
که تا حالا در این دنیا چه کردیم
بیا یک شب به این اندیشه باشیم
به فکر درد دلهای شکسته
به فکر سیل بی پیایان اشکی
که روی چشم یک کودک نشسته
به فکر سیل بی پایان اشکی
که ر.ی چشم یک کودک نشسته
به فکر اینکه باید تا سحرگاه
برای پیوند یک شب دعا کند
ز ژرفای نگاه یک گل سرخ
زمانی مرغ آمین را صدا کرد
به او یک قلب صاف و بی ریا داد
که در آن موجی از آه و تمناست
پر از احساس سرخ لاله بودن
پر از اندوه دلهای شکیباست
بیا در خلوت افسانه هامان
برای یک کبوتر دانه باشیم
اگر روزی پرستو بی پناهست
برای بالهایش لانه باشیم
بیا با یک نگاه آسمانی
ز درد یک ستاره کم نماییم
بیا روزی فضای شهرمان را
پر از آرامش شبنم نماییم
بیا با بر گ های گل سرخ
به درد زنبقی مرهم گذاریم
اگر دل را طلب کردند از تو
مبادا که بگویی ما نداریم
بیا در لحظه های بی قراری
به یاد غصه مجنون بخوابیم
بیا دلهای عاشق را بگردیم
که شاید ردی از قلبش بیا بیم
بیا در ساحل نمنک بودن
برای لحظه ای یکرنگ باشیم
بیا تا مثل شب بوهای عاشق
شبی هم ما کمی دلتنگ باشیم
کنار دفتر نقاشی دل
گلی از انتظار سرخ رویید
و باران قطره های آبیش را
به روی حجم احساس پاشید
اگر چه قصه دل ها درازست
بیا به آرزو عادت نماییم
بیا با آسمان پیمان ببندیم
که تا او هست ما هم با وفاییم
بیا در لحظه سرخ نیایش
چو روح اشک پک و ساده باشیم
بیا هر وقت باران باز بارید
برای گل شدن آماده باشیم


 
 
 |    نوشته شده توسط diya
 
   
 

من پذيرفتم كه عشق افسانه است

                                        اين دل درد آشنا ديوانه است

مي روم شايد فراموشت كنم

                                               با فراموشي هم آغوشت كنم

مي روم از رفتن من شاد باش

                                                             از عذاب ديدنم آزاد باش

گرچه تو تنها تر از ما مي روي

                                                                 آرزو دارم شبي عاشق شوي

آرزو دارم بفهمي درد را

                                                                             تلخي برخورد هاي سرد را  

 
 
 |    نوشته شده توسط diya
 
   
  rafti az yad.jpg                            يک نفر آمد قرارم را گرفت         برگ و بار و شاخسارم را گرفت

چهار فصل من بهاران بود،حيف           باد پائيزي بهارم را گرفت

اعتباري داشتم در پيش عشق       با نگاهي ، اعتبارم را گرفت

عشق يا چيزي شبيه عشق بود       آمد و دار و ندارم را گرفت
 
 
 |    نوشته شده توسط diya
 
   
 





 
 
 |    نوشته شده توسط diya
 
   
 

دم غروب قلبم سرشار از ترسه خدایـــا

دوباره یه شب دیگرو باید درد بکشم

خیلی وقت پیش دوست داشتم

هرچه سریع تر شب بشه اما ...

دیگه شب با تمام زیبایهاش

برام شده یه کابوس تنهای

این شبا وقتی میان سراغمون که اونی

که باید کنارمون باشه نیست

و حالا دوباره گرمای این قطرات قشنگو روی

چشمام احساس میکنم...

 
 
 |    نوشته شده توسط diya
 
   
   
 
 |    نوشته شده توسط diya
 
   
   
 
 |    نوشته شده توسط diya
 
   
    رسم این شهر عجیب است....بیا برگردیم 

        قصد این قو م فریب است ....بیا برگردیم 


       یک نفر بود که من دل به نگاهش دادم

      خنده هاش سرد وغریب است....بیا برگردیم 

 

       عشق بازیچه شهر است,ولی در ده ما 

       دختر عشق نجیب است....بیا برگردیم

 

         کرمها در دل هر کوچه اقامت دارند

         روستا مامن سیب است....بیا برگردیم

 

          چه حسابیست در این شهر که در مبحث جبر 

           جای بعلاوه صلیب است....بیا برگردیم

 
 
 |    نوشته شده توسط diya
 
   
   
 
 |    نوشته شده توسط diya
 
   
 

با خودم فكر كردم تحقق روياهايم غير ممكن است . اما خدا گفت :

 

 

                                                                                   " هر چيزي ممكن است"

 

 

گم شده بودم . گيج بودم . فكر كردم هيچ وقت جوابي پيدا نخواهم كرد. اما خدا گفت:

 

 

                                                                                    "من هدايتت خواهم كرد"

 

خود را باختم . فكر كردم نمي توانم از عهده اش بر آيم . اما خدا گفت :

 

 

                                                                        " تو از عهده هر كاري بر مي آيي"

 

 

غمگين بودم . احساس كردن زير كوهي از نا اميدي گير افتاده ام .اما خدا گفت :

 

 

                                                                          "غمهايت را روي شانه من بريز"

 

 

فكر كردم نمي توانم .من آنقدر با هوش نيستم . اما خدا گفت:

 

 

                                                                           "من به تو خرد لازم را مي دهم"

 

 

بار گناهانم زجرم مي داد.براي كار هاي بدي كه كرده بودم از خودم عصباني بودم .اما خدا گفت:

 

                                                                                      "من تو را مي بخشم "

 

 

از خودم بدم مي آمد . فكر كردم هيچ كس مرا دوست ندارد.اما خدا گفت:

 

 

                                                                                  "من به تو عشق مي ورزم"

 

 

گريه مي كردم زيرا تنها بودم . اما خدا گفت :

 

 

                                                        " من هميشه با تو هستم"

 
 
 |    نوشته شده توسط diya
 
   
   


هر گاه دلم رفت تا محبت کسي را به دل بگيرد، تو او را خراب کردي، خدايا، به هر که و به هرچه دل بستم، تو دلم را شکستي، عشق هر کسي را که به دل گرفتم، تو قرار از من گرفتي، هر کجا خواستم دل مضطرب و دردمندم را آرامش دهم، در سايه اميدي، و به خاطر آرزويي، براي دلم امنيتي به وجود آورم، تو يکباره همه را برهم زدي، و در طوفان هاي وحشتزاي حوادث رهايم کردي، تا هيچ آرزويي در دل نپرورم و هيچ خيري نداشته باشم و هيچ وقت آرامش و امنيتي در دل خود احساس نکنم... تو اين چنين کردي تا به غير از تو محبوبي نگيرم و به جز تو آرزويي نداشته باشم، و جز تو به چيزي يا به کسي اميد نبندم، و جز در سايه توکل به تو، آرامش و امنيت احساس نکنم... خدايا ترا بر همه اين نعمتها شکر مي کنم.»

خدايا از آنچه کرده ام اجر نمي خواهم و به خاطر فداکاريهاي خود بر تو فخر نمي فروشم، آنچه داشته ام تو داده اي و آنچه کرده ام تو ميسرنمودي، همه استعدادهاي من، همه قدرتهاي من، همه وجود من زاده اراده تو است، من از خود چيزي ندارم که ارائه دهم، از خود کاري نکرده ام که پاداشي بخواهم.

خدايا هنگامي که غرش رعد آساي من در بحبوحه طوفان حوادث محو مي شد و به کسي نمي رسيد، هنگامي که فرياد استغاثه من در ميان فحش ها و تهمت ها و دروغ ها ناپديد مي شد... تو اي خداي من، ناله ضعيف شبانگاه مرا مي شنيدي و بر قلب خفته ام نور مي تافتي و به استغاثه من لبيک مي گفتي. تو اي خداي من، در مواقع خطر مرا تنها نگذاشتي، تو در تنهايي، انيس شبهاي تار من شدي، تو در ظلمت نا اميدي دست مرا گرفتي و هدايت کردي. در ايامي که هيچ عقل و منطقي قادر به محاسبه نبود، تو بر دلم الهام کردي و به رضا و توکل مرا مسلح نمودي... خدايا تو را شکر مي کنم که مرا بي نياز کردي تا از هيچکس و از هيچ چيز انتظاري نداشته باشم.
 
 
 |    نوشته شده توسط diya
 
   
 

    هرچی حرفای قشنگه مال تو                    هرچی گوشه وکنایست مال من

                  هرچی آهنگ قشنگه مال تو                    صدای ساز شکسته مال من

                  کوه بیستون با نقشش مال تو                    تیشه ورنجش مال من

                 هرچی آسمون صاف مال تو                      هرچی ابرای سیاهه مال من

                  هرچی روزای بلنده مال تو                        شبای سیاه ابری مال من

                  اون شبای پرستاره مال تو                        یه دونه ماه ونشونش مال من

                  هرچی دریاست توی دنیا مال تو                  یه چیکه قطره بارون مال من

                   تموم رنگهای عالم مال تو                       یه دونه رنگ قشنگش مال من

 
 
 |    نوشته شده توسط diya
 
   
   

باید دیوونگیهامو ببخشی           نگاه سرد چشمامو ببخشی

می دونم گاهی حرفام خیلی تلخه٬            بگو می تونی حرفامو ببخشی

 باید گاهی توچشمام خیره شی تا         ٬ ببینی تا چه حد غمگین وخسته ام

نمی دونم دخیل دلخوشیمو              ٬ به چشمای کدوم آیینه بستم

 یه دنیا خاطره تو کوله بارم٬           منو از زندگی مأیوس کرده

شبای بی چراغ زندگیمو٬              پر از تنهایی و کابوس کرده

 تو نور روشن روزای بعدی                 ٬همون روزایی که آیینه وارن

همون روزای خوشرنگ دل انگیز                       که تو آغوششون پروانه دارن

 تو می تونی منو آشتی بدی با                 شبای روشن ستاره بازی

تو می تونی کنار من بمونی               تو می تونی منو از نو بسازی

 تو می تونی با یه لبخند شیرین                    بدیهای منو آسون ببخشی

می تونی به کویر خشک قلبم            ٬تو به آهستگی بارون ببخشیعكس و تصاویر زیبا برای زیباسازی وبلاگ شما -------------- بهاربیست دات كام ------------- BAHAR-20.COM ------------ عكس تصاویر زیباسازی وبلاگ فارسیعكس و تصاویر زیبا برای زیباسازی وبلاگ شما -------------- بهاربیست دات كام ------------- BAHAR-20.COM ------------ عكس تصاویر زیباسازی وبلاگ فارسی

 
 
 |    نوشته شده توسط diya
 
   
 

زندگی سه تا پیچ داره تولد عشق مرگ سر پیچ دوم منتظرم باش تا پیچ سوم همراهیت کنم

 

اون چیه که از گل بهتره، از حوری قشنگ تره، از دنیا با ارزش تره، از فرشته پاک تره؟ . . واقعا که! . . تو هنوز منو نشناختی؟؟؟؟ !

 

دنیا رو بد ساختن .. کسی را که دوست داری . تو را دوست نمی دارد .. کسی که تو را دوست دارد . تو دوستش نمی داری .. اما کسی که تو دوستش داری و اوهم تو را دوست دارد به رسم و ایین هرگز به هم نمی رسند و این رنج است

 

به اندازه ی گریه ی گنجشک دوست دارم! شاید این دوست داشتن کم به نظر بیاد اما یه چیزیو میدونی؟ گنجشکا زمانی که گریه میکنن میمیرن

ساعت 3 شب بود كه صداي تلفن , پسري را از خواب بيدار كرد...پشت خط مادرش بود..... پسر با عصبانيت گفت: چرا اين وقت شب مرا از خواب بيدار كردي؟؟؟؟؟؟ مادر گفت:25 سال قبل در همين موقع شب تو مرا از خواب بيدار كردي..... فقط خواستم بگويم تولدت مبارك پسرم..... پسر از اينكه دل مادرش را شكسته بود تا صبح خوابش نبرد.....صبح سراغ مادرش رفت.....وقتي داخل خانه شد مادرش را پشت ميز تلفن با شمع نيمه سوخته يافت..... ولي مادر ديگر در اين دنيا نبود.....دل هيچ کسي رو نشکن

 

ای عشق، شكسته ایم، مشكن ما را
اینگونه به خاك ره میفكن ما را
ما در تو به چشم دوستی می بینیم
ای دوست مبین به چشم دشمن ما را

 

تكیه به شونه هام نكن... من از تو افتاده ترم.... ما كه به هم نمیرسیم... بسه دیگه! بذار برم..... كی گفته بود به جرم عشق؟ یه عمری پرپرت كنم... یه گوشه ای كنج قفس... چادر غم سرت كنم.... من نه قلندر میشمو.... نه قهرمان قصه ها.... نه برده ء حلقه به گوش.... نه مثل اون فرشته ها... من عاشقم...همینو بس! غصه نداره...بی كسیم! قشنگیه قسمت ماست! كه ما به هم نمیرسیم

 

 

در وجودم چيزي هست که تو را نجوا مي کند ... و تنها عشق مرا رها مي کند ... و نور آن نگاهي ست که تو به من روا مي کني ... پس عشق و نور را از من دريغ نکن و بر من بتاب که بي عشق تو ؛ بي نگاه تو ؛ بي تو رو به غروب رهسپارم .... مرا به طلوعي ديگر برسان ....


ادامــه مــطــلــب
 
 
 |    نوشته شده توسط diya
 
   
  دارم از تو مینویسم

تو که هر شب توی خوابم

یه تبسمی رو لبهام

تو که میفهمی هنوزم

یکی هست این ور دنیا

یه نفر منتظر تو

یکی که بی کس و تنهاس

اون فقط خدا رو داره

با یه قلبه تیکه پاره

منتظر تو پشت شیشه

آخ چه سرده شب تیره

یه نفر گفته تو راهی

میگه بر میگردی امشب

بازم امشبم سحر شد

بازم صبرم بی ثمر شد

دل خوشم تا تو بیایی

سر رو شونه هام بزاری

تا دم صبح بی قراری

امشبم چشم انتظاری

قفسی دارم تو خونه

با یه بلبله دیوونه

اونم عاشقه بیچاره

دنباله یه راه چاره

نظر چشمای سیاهت

واسه صورت چو ماهت

اگه هر شبی بیایی

میشه بلبلم فراری

 

 
 
 |    نوشته شده توسط diya
 
   
   

اون دست گرم ومهربون با دست من قهر دیگه

چشمای غمگینش با من قصه ی شادی نمی گه

هم خونه ی من با دلم خیال سازش نداره

دستای مردونش دیگه میل نوازش نداره

وقتی به یاد اون روزا بوسه به موهاش می زنم

سرش به کار خودشه انگار نه انگار که منم

شب تا می خوام حرف بزنم اون خودشو به خواب زده اون مثل روزگار شده

یک روز خوبه یک روز بده....

 
 
 |    نوشته شده توسط diya
 
   
          گاهي آرزو مي کنم...      

       کاش هرگز نمي ديدمت تا امروز غم نديدنت را 

                      بخورم!!! 

        کاش لبخندهايت آنقدر زيبا نبودند که امروز آرزوي  

                    ديدن يک لحظه 

        فقط يک لحظه از لبخندهاي عاشقانه ات را داشته 

                        باشم! 

        کاش چشمان معصومت به چشمانم خيره نمي شد  

                       تا امروز 

        چشمان من به ياد آن لحظه بهانه گيرند و اشک  

                        بريزند! 

        کاش حرف هاي دلم را بهت نگفته بودم تا امروز با خود نگويم

                     " آخه او که ميدونست چقدر دوستش دارم!!!!"

 
 
 |    نوشته شده توسط diya
 
   
   
 
 |    نوشته شده توسط diya
 
   
 

 
 
 |    نوشته شده توسط diya
 
 

pctfx3.3

Lonely Girl Template

Interactive Multimedia CD Catalogue گروه طراحي چندرسانه اي وبلاگ رسانه گشت و گذار در دنياي رسانه هاي ديجيتال Medium Blog - Digital Media World قالبهاي رايگان سايت و وبلاگ Advanced Persian Blog Templates

اطلاعات مربوط به كارگاه طراحي قالب: Professional Web Site Design Center Template Design Workshop, دانلود قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, جزئيات قالب هاي رايگان Template Design Workshop, وبلاگ كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, جستجوي قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, تماس با كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, درباره كارگاه طراحي قالب

اطلاعات مربوط به گروه طراحي چندرسانه اي: Web Development Department - Multimedia Design Group , بخش توسعه وب - گروه طراحي چند رسانه اي Web Designing Department - Multimedia Design Group , بخش طراحي وب - گروه طراحي چند رسانه اي Multimedia Designing Department - Multimedia Design Group , بخش طراحي چند رسانه اي - گروه طراحي چند رسانه اي Blog - Multimedia Design Group , وبلاگ - گروه طراحي چند رسانه اي

اطلاعات مربوط به تكنوراتي: pictofxt Farsi Blog برنامه نویسی تحت وب

ثبت سایت دامنه فارسی لینوکس سرور